پنجشنبه قبل که نشد.شاید این پنجشنبه بیایم........شاید
¤ نوشته شده در ساعت ٥:۳٩ ق.ظ توسط
چهارشنبه ٢٩ فروردین ،۱۳۸٦
اعلانيه
کلیه دوستان،خواهران و برادران دینی و غیر دینی که مشتاقانه منتظر ظهور کمینه و روشن کردن جان و چشم به دیدار جمال بی مثال ایشان است خواهشمند است ساعت ده صبح پنجشنبه اینده در میدان ازادی مجتمع شوند بلکه چشممان به دیدارشان روشن شود.
ار طرف جمعی از مشتاقان-ک.گ.ع
¤ نوشته شده در ساعت ٥:٥٧ ق.ظ توسط
جمعه ٢٤ فروردین ،۱۳۸٦
عروس رفته...
دوستان،
اگر نبود که خداوند رحمان و رحیم ما را از جنس دوم(به قول مرحوم بانو سیمون دوبوار متعلقه غیر شرعی جناب سارتر)خلق کرده بود همانا که عنقریب مثل بسیاری از مدعیان ظهور می فرمودیم.ولی چه کنیم که از این جهت هم شانس نیاوردیم.اینست که همچنان چهره در پرده غیب خواهیم داشت تا چه شود.
پ.ن. حاج اقا:عروس خانم وکیلم؟
حضار:عروس رفته فیلم اخراجی ها رو ببینه.
¤ نوشته شده در ساعت ٥:۱۳ ب.ظ توسط
یکشنبه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٦
پوزش
وبلاگ نویسی کمینه هم مثل لائی کشیدن پرایده.اولشو خوب میاد ولی اخرش کم میاره.
ببخشید...این روزا خیلی گرفتارم(البته کار خیری در پیش نیست،بیشتر حمالیه!!!)).فرصت شد، لحاف دوشک ام رو جلو وبلاگ همه تون پهن می کنم.
¤ نوشته شده در ساعت ٧:٥٦ ب.ظ توسط
چهارشنبه ۱٥ فروردین ،۱۳۸٦
سلامی چو بوی خوش اشنائی
من زیاد اهل مسافرت نیستم ولی این بار خوردم به تور چند تا سریش که کمینه رو با سلام و صلوات و بدون برنامه برداشتن و بردن سفر،کجا؟شمال ابری و بارانی و گاه برفی.با اون جاده های پیچ در پیچ شلوغ و مردمی که انگار گردش و تفریحشان سر کار گذاشتن عزرائیل است با رانندگی که هر لحظه تو را تا دم مرگ میبرد و می اورد .این است که مدتی از این وبلاگ و شما دوستان غافل شدم.مطمئن هستم که شما چیزی رو از دست نداده اید ولی من خیلی زیاد.
به هر سال نو رو شروع میکنم با سلامی برای همه دوستان:حاجی و ایده هایش،دکتر مانولو و غر های پایان ناپذیرش(این اول سالی بند کرده به جامعه شریف پزشک ها)،جو جوی عزیز و متانتش،ستاره و شیطنت هایش،فریدون و حس غریبش از طنز،ففر شوشتری که ارزو به دلش ماند و فیلسوف نشد(عزیزم هر کاری مایه خودش را می خواهد،تو این کاره نیستی)مانی و دوستش که انها را با هم قاطی میکنم،پاپتی و خاطرات تمام نشدنیش(تو مگه چند سالته)،مهدی و نگرانی هایش،احسان و انتقاد هایش،و بسیاری دیگر......با ارزو های خوب برای همه.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:۱٤ ب.ظ توسط
چهارشنبه ۱ فروردین ،۱۳۸٦
دوستان،عيدتان مبارک باد
می خواستم در این اولین روز سال تبریک نومچه ای برایتان بنویسم،دیدم هر چه بگویم تکراری می شود.این بود که چند بیت از شماره مخصوص نوروز سال ۱۳۴۱ روز نامه طنز و قدیمی توفیق برایتان انتخاب کردم تا هم تبریکیه باشد و هم اشنائی با کار قدیمیا.
شد وزان باز باد نوروزی گشت هنگام عشرت اموزی
بزم چینی و مجلس افروزی سال نو،عیش و بخت و پیروزی
یار پیر و جوان و کودک باد
دوستان،عیدتان مبارک باد
سبزی و سیر وسنجد و سمنو سمک و سیب راست هم زانو
سرکه را هم نشانده در پهلو این چنین هفت سین خوب و نکو
باب طبع بزرگ و کوچک باد
دوستان،عیدتان مبارک باد
همه باشیدسرخ رو چو انار هر کسی،سرفراز مثل چنار
سر فخرش بر اسمان چو منار دوست، سر سبز و تازه رو چو خیار
زرد،روی عدو چو زردک باد
دوستان،عیدتان مبارک باد
محو بادا فقیری و ذلت عشرت ما مباد در قلت
تا که دولت شود به هر علت مایه خنده بهر این ملت
کار ها دست چند دلقک باد
دوستان،عیدتان مبارک باد
سال نو بر همگی مبارک باد.
¤ نوشته شده در ساعت ۱:۱۳ ب.ظ توسط
